مطیع‌پور از آزادگان دفاع مقدس در بیان خاطراتش به ماجرای اطلاع یافتن آزادگان ایرانی از خبر ارتحال امام خمینی (ره) اشاره کرد و به نحوه برخورد بعثی‌ها با این موضوع پرداخت.

آزادگان ایرانی وقتی در اردوگاه‌های رژیم بعثی بودند در نامه‌هایشان درباره آزادی‌شان چه می‌نوشتند؟ مخاطب برخی از نامه‌ها مسئولان نظام بودند و درباره سفارش‌ها و پیام‌های آزادگان، رهبر انقلاب روایتی دارند چقدر دلنشین و شنیدنی.

حاج‌آقا هیچ وقت کارش دستوری نبود. یک‌بار یکی از اهل سنت می‌خواست شیعه شود و خیلی روی این موضوع اصرار داشت. حاج‌آقا به راحتی اجازه چنین کاری را نمی‌داد و می‌گفت خودش باید از درون و با یقین کامل به این موضوع برسد و نباید از روی احساسات تصمیم بگیرد

مدیر‌کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان اردبیل گفت: ظرفیت عظیم نهفته در جامعه آزادگان باید مورد توجه بیش از پیش هنرمندان و نویسندگان قرار گیرد.

بعثی‌ها وقتی می‌دیدند حریف اسرا نمی‌شوند همه را وسط اردوگاه جمع و مجبور به قدم‌زدنی می‌کردند، اما آزادگان در این حالت نیز کار خودشان را انجام می‌دادند. در چنین مواقعی زمزمه «وای، وای عمو، عمو العطش» از بین ۲ هزار آزاده بلند می‌شد و به سرعت تمام فضای اردوگاه را پر می‌کرد

مادر آزاده «محمدرضا اسلامی‌پناه» گفت: در غیاب پسرم مراسم ختم برگزار کردیم، بعدها فهمیدیم اسیر است. محمدرضا در نامه‌ای نوشت «حالا که با خبر شدید من اسیر هستم، صبر کنید که خدا با صابران است. الان زمان امتحان ما و شماست».

«عباسعلی صفایی» گفت: یک زندان انفرادی در وسط اردوگاه از جنس آهن داشتیم که تنها سه سوراخ داشت. برای مجازات لباس‌هایمان را درمی‌آوردند و داخل آن زندان انفرادی می‌انداختند. در آن گرمای ۵۰ درجه، محفظه آهنی بسیار داغ بود و تمام بدن‌مان می‌سوخت.

حمید عباسی از آزادگان دوران دفاع مقدس گفت: من به نوعی مجید سوزوکی اسرا بودم، از ویژگی‌های خوب حاج آقا ابوترابی بود که به امثال من و دیگران به یک چشم نگاه می‌کرد.

«علیرضا سورگی» گفت: نیرو‌های رژیم بعث برای شکنجه «اسیر» را به داخل کانال فاضلاب می‌انداختند. اسیر هم باید در داخل کانال مسافت ۵۰۰ متر را سینه خیز می‌رفت. بعثی‌ها هم در این حین با کابل او را می‌زدند.

مراسم سالگرد آزاده سرافراز حجت‌الاسلام «سید علی‌اکبر ابوترابی» و پدر بزرگوارش حاج «سید عباس ابوترابی» و گرامی‌داشت یاد و خاطره 572 شهید آزاده، عصر امروز در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار شد.

رهبر عزیزم! پسر من بالاخره محبت پدری را چشید، اما فرزندان شهدا هرگز در این دنیا این محبت نصیب‌شان نخواهد شد. تکلیف ما این است که به خواسته‌ی شهدا پایبند باشیم که ان‌شاءالله خواهیم بود. از اسارت که برگشتیم مهم‌ترین توفیق در اسارت، درک قلبی معنای ولایت بود. باور کردیم که «اذا قضیت امراً ما کان لنا خیره» روشنی‌بخش راه‌مان و یقین ایمان‌مان است.

خاطره ای از آزاده روحانی محمدحسن جمشیدی به مناسبت فرا رسیدن سی ‌و هفتمین سالروز بزرگداشت حماسه آزادسازی فتح خرمشهر قهرمان روایت خاطره‌ای از آزاده حجت الاسلام «محمد حسن جمشیدی» به قلم «سید حسین ولی‌پور» از نظرتان می‌گذرد.

فرهنگ و هنر

cache/resized/491b731cf548fe58a79e87557963dd1d.jpg
کتاب «مهاجر آسمان» که به زندگی‌نامه امیرخلبان ...
cache/resized/cd9fa4874f237e5a9135e3e79ff45ed6.jpg
در سری ویژه‌نامه‌ها به معرفی اجمالی شهید «امیدرضا ...
cache/resized/2f5a7707f88d2cfca9bf51370b696aa7.jpg
شبکه‌های تلویزیونی در کنار پخش نوستالژی‌هایی ...
cache/resized/30e2ca918de1a2b0a6c0ca1d6df63601.jpg
تصویر جدید سرباز شهید فراجا رضا پور زکی به همت ...
cache/resized/4075d66a5d9911ff0e954ef09e313648.jpg
کتاب «جز زیبایی ندیدم» نوشته محمد سجاد حاجیلوئی ...
cache/resized/4161635537f37bbd135303de6650644a.jpg
«بلاجویان دشت کربلایی»، نشستی صمیمی با جانبازان ...
cache/resized/fb972bf9f5b03f3833dcfb963ef2a91a.jpg
در آستانه ولادت با سعادت امام رضا علیه‌السلام ، ...
cache/resized/3b1039f73623f583ed65597e9d1e48d3.jpg
کتاب «من ضامن» به قلم مصطفی خرامان همزمان با دهه ...
Template Settings

Color

For each color, the params below will give default values
Black Blue Brow Green Cyan

Body

Background Color
Text Color
Layout Style
Patterns for Boxed Version
Select menu
Google Font
Body Font-size
Body Font-family