بالگرد‌های امریکایی ول‌کنمان نبودند. من بودم و مظفری و رسولی و باقری. همگی مجروح و با بدن‌های سوخته. ما سعی می‌کردیم خودمان را به بویه (چراغ دریایی) برسانیم و بالگرد‌ها مانع می‌شدند. هر بار که به سمت ما یورش می‌آوردند، زیر آب می‌رفتیم و دوباره بالا می‌آمدیم. نهایتاً یک شناور امریکایی آمد و ما را اسیر کرد

بالگرد‌های امریکایی ول‌کنمان نبودند. من بودم و مظفری و رسولی و باقری. همگی مجروح و با بدن‌های سوخته. ما سعی می‌کردیم خودمان را به بویه (چراغ دریایی) برسانیم و بالگرد‌ها مانع می‌شدند. هر بار که به سمت ما یورش می‌آوردند، زیر آب می‌رفتیم و دوباره بالا می‌آمدیم. نهایتاً یک شناور امریکایی آمد و ما را اسیر کرد

در یک عملیات سردار قربانی که فرمانده لشکر 25 کربلا بود، پشت خط بود و مستقیم با من صحبت می‌کرد. خیلی پیگیر حال برادرم حاج حسین بود. پرسید: «حاجی کجا است؟» گفتم: «حاجی رفت پیش شهید عالی.» گفت: «خبر شهادتش صحت داره؟» گفتم: «بله پیکرش الان پیش من است.» واقعاً هم پیکرش کنار من بود، چون فاصله کمی با هم داشتیم

دو نفر به نام شهیدان ابراهیمی و رضوی‌زاده که هر دو در عملیات پیش رو شهید شدند، به من گفتند شما نباید سوار اتوبوس شوید. گفتم چرا؟ گفتند برای اینکه یک برادرت مفقودالاثر است، برادر دیگرت هم در جبهه است. شما باید برگردی و از مادرت مراقبت کنی. گفتم اگر قرار باشد که من برگردم خود شما هم باید برگردید، چون می‌دانستم آن‌ها هم برادر شهید هستند

وقتی که ما اسیر شدیم، هر کسی مجروحیت شدیدی داشت یک پانسمان یا درمان اولیه انجام می‌دادند. بعد دیگر کاری با تعویض پانسمان و رسیدگی به زخم‌ها نداشتند و این زخم‌ها عفونی می‌شد. تعداد زیادی از بچه‌ها در الرشید به خاطر عفونت زخم‌هایشان شهید شدند.

بصره یکی از مناطق حساس اقتصادی و سیاسی رژیم بعث بود. رسیدن به شمال و شرق بصره هدف عملیات کربلای 5 بود. اگر بصره سقوط می‌کرد به یقین حکومت صدام هم سقوط می‌کرد. مسئولان سیاسی تلاش کردند عملیات بزرگی انجام شود تا در بعد سیاسی جنگ خاتمه پیدا کند

آن شب که خبر شهادت را دادند تمام بدنم را استرس و لرزش فرا گرفت، ولی به حضرت زینب (س) گفتم: «من در عهد خودم با شما باقی ماندم و می‌دانم که شما نظاره‌گر همه چیز هستید و دست من را می‌گیرید و به من کمک می‌کنید.»

بلافاصله بچه‌های مهندسی شروع به زدن یک جاده خاکی کردند و ما با همه تجهیزات و وسایل راهی جاده شدیم. گردان ما پشت نیرو‌های مهندسی در حرکت بود. آن‌ها در حال زدن جاده بودند، ما هم پشت سرشان صف گرفته بودیم و حرکت می‌کردیم تا وارد شلمچه شدیم

در بخش نخست گفت و گو با جانباز مزدارانی، از زمان کودکی تا نوجوانی با او همراه شدیم تا داستان جبهه رفتن هایش. پس از آن به بیان ماجرای سومین باری که پای در جبهه گذاشت ادامه داد و بیشتر در خاطرات آن روزهایش ما را سهیم کرد. جریان شهادت برادرش، عملیات بدر و ...

تا لحظه آخر خبر نداشتیم قرار است رهبری به خانه ما بیایند. گفتند یک شخصیت مهمی مهمانتان هستند و خودمان را آماده پذیرایی از هر کسی کرده بودیم جز رهبر انقلاب. وقتی آقا از در وارد شدند تازه متوجه شدیم مهمانمان چه شخصیتی است. آمدند و مثل یک شخص عادی کاملاً بی‌ریا نیم ساعتی نشستند و با هم حرف زدیم. انگار نه انگار که شخص اول مملکت هستند...

همه این درد‌ها فدای حضرت زینب (س). می‌دانم «امتیاز حسین» چیزی داشت که حضرت زینب (س) او را طلبیده بود، اما من او را نشناخته بودم. تمام این سختی‌ها برای ما لذتبخش است و باز هم اگر برای حضرت زینب (س) قربانی لازم باشد، هر سه فرزندم را در راه حضرت زینب (س) تقدیم می‌کنم

شش ماه آخری که با هم زندگی می‌کردیم خیلی می‌گفت: خانم دعا کن من شهید شوم. من می‌گفتم دوست ندارم در این سن و سال شهید شوی، ولی ایشان می‌گفت: اوج سعادت مرد در ۴۰ سالگی است. آخر هم در ۳۹ سالگی شهید شد.

یادداشت

فرهنگ و هنر

cache/resized/78767c4521b7bf4a7d81aca8000cbb51.jpg
شهید «رضا کارگر برزی» از متخصص‌های درجه اول ...
cache/resized/6e9972d2600ab7aca7ea6bc9c12daab2.jpg
شهید «رضا کارگر برزی» از متخصص‌های درجه اول ...
cache/resized/c761d0907feb0a130df7347273ac9691.jpg
کتاب «شب ظلمانی شاهنشاهی» شامل مجموعه بیانات مقام ...
cache/resized/7afe7d7cf8cbd99bd67f4b5cd9e6faa3.jpg
وقتی برای زیارت وارد حرم شدیم، دیدم که چشم‌های ...
cache/resized/26986ffd83c7d34b7fb06086fee48f7e.jpg
مراسم رونمایی از ۵۰ جلد کتاب مرتبط با اشعار حسینی ...
cache/resized/47b4107fc5f6242f24975db39fd68863.jpg
مدیر مسوول انتشارات شهید ابراهیم هادی از انتشار 2 ...
cache/resized/cebaa69a48e0b6524cb6ddc36c5fef04.jpg
«عمود آخر»، شامل مجموعه روایت‌هایی از سفر زیارتی ...
cache/resized/8c2909ab2f587f38c1cde3a5e8c4a2de.jpg
به مناسبت سالروز ولادت حضرت زینب (س) اشعاری دروصف ...
Template Settings

Color

For each color, the params below will give default values
Black Blue Brow Green Cyan

Body

Background Color
Text Color
Layout Style
Patterns for Boxed Version
Select menu
Google Font
Body Font-size
Body Font-family