يك روز قبل از اعزام حميد به سوريه و مدافع حرم شدنش، به او گفتم حميدجان خيلي‌ها مي‌گويند آنهايي كه براي دفاع از حرم مي‌روند، براي پول است. اگر تو هم بروي همين را مي‌گويند. حميد رو به من كرد و گفت مادر چرا حرف مردم را گوش مي‌كني؟ اگر به خاطر پول باشد كه همان حقوق خودم كه كت و شلوار مي‌دوزم و حدود 4ميليون و 500هزار تومان است كفايت مي‌كند. حميد گفت حرف مردم را گوش نكن

پس فردای حادثه شهادت بچه‌ها، حسین املاکی من را بالای دکل برد و گفت چه می‌بینی؟ گفتم منطقه هور و خط دشمن و این چیز‌ها را. گفت خوب نگاه کن که امشب باید با تعدادی از بچه‌ها همان جایی را شناسایی کنید که مهدی کیاطبری و کاشفی آنجا شهید شدند. به شوخی گفتم می‌خواهی سر من را زیر آب کنی؟ بچه‌ها همین دیشب آنجا شهید شدند، حسین گفت باید در همین گرا برویم و حتی به شوخی گفت مگر دوست نداری شهید بشوی؟

با هر جمله مادر شهید، اشک‌های چشم مرد خانه که روایت شهادت فرزندش را از زبان همسرش مرور می‌کند جاری می‌شود. همه حواسم به پیرمرد غیور این خانه است. چه سخت است همه ثمره زندگی‌ات را راهی کنی و حالا چشم‌انتظار آمدن رد و نشانی از اسارت یا شهادتش باشی

یک‌بار در خلال یک حادثه، هر دو پای پسرم محمود که آن موقع سه سالش بود، زیر آوار ماند و له شد. من آن موقع حین خدمت بودم که خبرم کردند و به خانه آمدم. محمود هشت ساعت در اتاق عمل بود و مدت‌ها درگیر دوا و درمانش بودیم. همین اتفاق کافی بود تا همسرم از من بخواهد به تهران برگردیم، اما ایشان ایستاد تا من هم در انجام وظایفم ثابت قدم باشم

من در عملیات والفجر ۸ همرزم برادر سیدجعفر بودم، اما قبل از شهادت ایشان به‌شدت مجروح شدم. من با خط‌شکن‌ها رفته بودم. فکر می‌کنم هفته اول عملیات بود که ترکش خوردم و مجروح شدم و کل بدنم سوخت. بیهوش شدم و به بیمارستانی در اصفهان منتقل شدم. برادرم صبح روز ۱ /۱۲/ ۶۴ برای شناسایی و استقرار موشک‌ها و آرایش جنگی برای دفع پاتک‌های عراق رفته بود که حین شناسایی با اصابت تیر مستقیم تانک به سرش شهید شد

خاطرم هست در عملیات کربلای ۵ در یک صحنه یک خمپاره ۱۲۰ وسط هفت، هشت نفر از نیرو‌ها خورد و تعدادی از بچه‌ها یکجا شهید شدند. نیرو‌های تفحص چه زمان جنگ و چه پس از جنگ با خطرات زیادی روبه‌رو بودند

محمود ۱۹ دی ۶۵ در عملیات کربلای ۵ شهید شد و سردار محمد موافق نیز ۱۴ تیر ۶۶ در کسوت فرمانده گردان مسلم حین آزاد‌سازی قله ماووت کردستان آسمانی شد. گفت‌و‌گوی ما با برادر و همرزمان دو شهید را در پیش دارید.

بعد از شهادت حاج‌قاسم پسرم حال خوبی نداشت و به گفته خانواده‌اش حتی نمی‌خندید. یک شب یکی از دوستان ایرانی به همراه همسرش به منزل‌مان در سوریه آمده بودند. حاج‌اصغر دو ساعت با آن‌ها درباره حاج‌قاسم حرف زد و گریه کرد. بعد از این صحبت‌ها همسر دوست اصغر پیش من آمد و گفت از حرف‌ها و حال و هوای شوهرت پیداست که شهید می‌شود.

محمد به جد پیگیر کار‌های اعزامش بود. هرچه به او می‌گفتم برو سر کار و خودت را مشغول کن می‌گفت من برای کسب درآمد و پول به اینجا نیامدم. هیچ اطلاعاتی هم به من نمی‌داد. نمی‌دانستم کجا آموزش دیده و... تا اینکه یک بار آمدم خانه و دیدم روی یک برگه کاغذ برایم نوشته است: «من رفتم سوریه»

کار جهادی جلوه دیگری از فعالیت فرهنگی است. علاوه بر آن باری را از روی دوش مردم محروم برمی‌دارد. به همین خاطر ما گروه جهادی شباب الزهرا (س) را تشکیل دادیم که با ترکیبی از رزمنده‌های دوران جنگ و جوان‌های منطقه، ۱۰ روز در سال را به مناطق صفر مرزی سیستان و بلوچستان می‌روند و فعالیت می‌کنند.

یادم است حاج قاسم می‌گفت: «من وقتی مادر شهیدان هندوزاده را می‌بینم، تمام خستگی‌هایم رفع می‌شود. من عاشق فرزندان شهید حاج یونس زنگی‌آبادی هستم.» مادر علی آقا شفیعی هم هیچ‌کس را نداشت. فقط یک پسر داشت که او هم شهید شد؛ حاج قاسم از بغداد، بیروت و دمشق یا هرجا که بود زنگ می‌زد و حال این مادر شهید را می‌پرسید

تا ۱۵ سال چشم‌انتظار بازگشتش بودیم که خبر دادند گروه تفحص پیکرش را کشف کرده‌اند. وقتی برگشت، تشییع باشکوهی برگزار شد و در گلزار شهدای روستای‌مان که بهشت محمد نام دارد، در جوار همرزمانش به خاک سپرده شد

یادداشت

فرهنگ و هنر

cache/resized/407afffcee410f0be18be3f25e34d78b.jpg
«من در اینجا یک کار جهادی می‌کنم؛ اما در جبهه ...
https://media.farsnews.ir/Uploaded/Files/Images/1398/12/19/13981219000274_Test_NewPhotoFree.jpg
کتاب «همیشه فرمانده» روایتی از زندگی و زمانه ...
cache/resized/5fae4bddf6f1a45926019597da7bbae4.jpg
کمی جلوتر حال و هوایش کاملاً عوض شد. گفت: «عزیز ...
cache/resized/eeae986bb783a4cb35be793c6a229070.jpg
روزشمار جنگ ۱۷ بهمن ۱۳۶۱... ساعت ۲۱:۳۰ در حالی که ...
cache/resized/a5a8b7a8fe255b3e616304a25d611c6c.jpg
در حکمت این مرد، در اخلاق این مرد، در دین این ...
cache/resized/d562e0f6779dd6bded1278417e797ec8.jpg
کتاب «آقای کاف میم» دربردارنده خاطرات شفاهی «حسن ...
cache/resized/439848e401ca9d35e338fd419cfcaf7a.jpg
«شما که می‌دونید من برای چی می‌رم سوریه، خودم هم ...
https://media.farsnews.com/Uploaded/Files/Images/1398/09/17/13980917000567_Test_NewPhotoFree.jpg
«یکِ یک»؛ نیم نگاهی به زندگی و اوج بندگی شهید سید ...
Template Settings

Color

For each color, the params below will give default values
Black Blue Brow Green Cyan

Body

Background Color
Text Color
Layout Style
Patterns for Boxed Version
Select menu
Google Font
Body Font-size
Body Font-family